..."
در میان اشباح راه می روم، سرایی که می گفتند خانه ی من است، به منزلگاه اشباح می ماند، با نشانهای به جای مانده
از روزگاران وصل. ایا من خود شبحی بوده ام همه عمر، یا خواب می دیدم همه ی آن روزان و شبان را؟ دیری است که درگذشته ام و درگذاشته ام
همه ی رویاها را. شهر من منزلگاه اشباح است، می روند و می ایند و خاکستر به جای می گذارند، شهر من دل من بود
"...
آژند اندازه گر






