Friday, January 19, 2007


..."

در میان اشباح راه می روم، سرایی که می گفتند خانه ی من است، به منزلگاه اشباح می ماند، با نشانهای به جای مانده

از روزگاران وصل. ایا من خود شبحی بوده ام همه عمر، یا خواب می دیدم همه ی آن روزان و شبان را؟ دیری است که درگذشته ام و درگذاشته ام

همه ی رویاها را. شهر من منزلگاه اشباح است، می روند و می ایند و خاکستر به جای می گذارند، شهر من دل من بود

"...



آژند اندازه گر

Tuesday, January 16, 2007


Couldn`t be any darker `n lonelier...

Friday, January 12, 2007


..."

...میتوان راند تا سراب , تا سراب , تا سراب



سرخوش و بی آزرم بر سینه کویر راندن از آن که خام’ش است و گشاده دل ; که خام’ش است و گشاده بال , که گشاده بال و گشاده دست , مثل معصومیت چشمان کودکی گمشده ; اما... بسی , گاهی توفان و بسی باتلاق های شن نیز.در عمق خام’ش و آرام کویر هم روزگاری قلب خدا می تپیده است و هنوز هم . پس این گونه سبک , این گونه سر خوش و سبک و رندوار شاید نتوان راند همواره بر بردباری وسیع و بر حقیقت آن ; هم شاید نتوان راند بر جان خدایی انسان , انسانی که نه دیر زمانی پیش از این که به پندار "شناعت " آغشته شود ,سر اندر پا بلور بوده است و آفتاب و آب; سر اندر پا بلور تا آیینه ی تمام نمای " انسان من " باشد

:

" ...! تو


سلوک


Saturday, January 6, 2007

The report of persiancartoon from Touka’s exhibition in Coupe Cafe2007-01-06

Touka Neyestani
http://www.haditoons.com/news.php?news_uid=1900


Butterflies remind me o` u `n the days we were together `n the moments we were ho... ! Butterflies are the sexiest creatures in the whole world!

Friday, January 5, 2007





شنیع... ؟؟



شناعت... ؟؟؟

Wednesday, January 3, 2007


..."

دعا می خوانم . ولی تلفظ این کلمات از ته دل نبود , چون من بیشتر خوشم می آمد با یک نفر دوست یا آشنا حرف بزنم تا با
"...خدا , با قادر متعال !!! چون خدا از سر من زیاد بود



هدایت

Tuesday, January 2, 2007




..."

انسان در ذهنش زندگی میکند , انسان در ذهنش می میرد , قیس در ذهنش هست که هست

"...




سلوک